مهریه چگونه «نقد» می‌شود؟

 

Loading ...جوانان مردان غیور : شماها که معصومیتتان باعث شده هیچ خبری از انچه که در راهروهای دادگاهها ی خانواده میگذرد نداشته باشید چشمانتان را در موقع امضا کردن سند ازدواج خوب باز کنید این مقاله شیوه نقد کردن مهریه و نفقه را به زنان میاموزد باشد که شما نیز پند گیرید و   Loading ...

تمام احکامی‌که از سوی دادگاه‌های بدوی صادر می‌شود تنها زمانی قابل اجرا است که این احکام به قطعیت برسد.
رسیدن به قطعیت حکم نیز معمولا به دو شکل و شیوه مشخص اتفاق می‌افتد. شکل اول این است که هر دو طرف حکم را می‌پذیرند و با نوشتن این جمله که «نسبت به حکم صادره اعتراضی ندارم و حق تجدیدنظرخواهی را از خودم سلب می‌کنم» موافقت خود را با حکم صادره اعلام می‌کنند.

شکل دیگر هم این است که با اعتراض یکی از طرفین پرونده و یا هر دو طرف نسبت به حکم صادرشده، پرونده برای بررسی مجدد به دادگاه تجدیدنظر ارسال می‌شود تا نسبت به اعتراض هر دو طرف پرونده رسیدگی گردد.

واقعیت موجود در دادگاه‌های خانواده نشان می‌دهد که در اغلب موارد زنان و مردان حکم دادگاه بدوی درباره اعسار و تقسیط مهریه را نمی‌پذیرند و با اعتراض نسبت به این حکم، شانس خود را برای به دست آوردن رای مطلوب امتحان می‌کنند. علت این مساله هم کاملا روشن است. در اغلب موارد مردان نسبت به هر نوع تقسیطی اعتراض دارند و می‌خواهند تا حد ممکن پیش‌قسط و اقساط کمتری بپردازند.

زنان هم که معمولا مسیری سخت و طولانی را برای به دست آوردن مهریه طی کرده‌اند همیشه می‌خواهند حاصل جنگ و گریز طولانی خود را با پیش‌قسطی چرب و نرم‌تر و اقساط ماهانه بیشتری دریافت کنند اما اگر مردی همان حکم دادگاه اولیه را بپذیرد و در زمان صدور حکم در زندان و یا در مرخصی باشد، با پرداخت مهریه، نیم عشر و هزینه دادرسی بلافاصه از زندان آزاد می‌شود و دیگر نیازی نیست تا منتظر قطعی شدن حکم بماند.

مرحله تجدیدنظرخواهی برای اغلب مردانی که به دلیل ناتوانی در پرداخت مهریه در زندان به سر می‌برند مرحله‌ای سخت و عذاب‌آور است. طبق قانون هریک از طرفین می‌توانند تا ۲۰ روز پس از ابلاغ حکم نسبت به آن تقاضای تجدیدنظرخواهی کنند. تقاضای تجدیدنظرخواهی هم اغلب به این شکل است که فرد تجدیدنظر خواه با ارائه دادخواستی جداگانه لایحه تجدیدنظرخواهی خود را به دادگاه ارائه می‌دهد.

درباره جزئیات این مرحله در شماره‌های آینده خواهیم نوشت اما در مورد مهریه اغلب زنان با هدف آزار و اذیت همسر خود ارائه لایحه تجدیدنظرخواهی را معمولا به آخرین روز واگذار می‌کنند و به همین دلیل مرد مدت زمانی طولانی‌تر را در زندان می‌ماند. البته درباره مردانی که در زندان حضور دارند، دادگاه معمولا صدور، تایپ و ابلاغ حکم را با سرعت بیشتری انجام می‌دهد اما برای زندانی یک روز هم یک روز است.

بررسی پرونده‌ها در دادگاه تجدیدنظر معمولا چندان طولانی نیست. پرونده‌ای هم که در آن مرد زندانی باشد با سرعت بیشتری مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. تجربه نشان داده معمولا دادگاه تجدیدنظر در صورت زندانی بودن مرد در حکم صادره مهریه تخفیف می‌دهد و پیش‌قسط و قسط را کم می‌کند. این اتفاق در صورتی رخ می‌دهد که زن دلایل قانع‌کننده‌ای را در رد دادخواست تجدیدنظرخواهی مرد به دادگاه ارائه نکند اما در صورتی که دلایل کافی از سوی زن به دادگاه ارائه شود وضعیت فرق می‌کند.

دادگاه تجدیدنظر بعد از بررسی پرونده و صدور حکم، پرونده را به دادگاه بدوی می‌رساند. در این مرحله مرد و یا یکی از بستگان او می‌توانند برای پرداخت مهریه اقدام و در قالب نامه‌ای به دادگاه «تقاضای اجرای حکم» را مطرح کنند. دادگاه نیز با ارسال نامه‌ای برای شعبه اجرای احکام قطعی شدن رای را تایید و پرداخت قسط را بدون مانع عنوان می‌کند. پرداخت‌کننده مهریه علاوه بر پرداخت قسط اول باید نیم عشر را نیز پرداخت کند.

ممکن است در صورت زیاد بودن نیم عشر اجرای احکام این مبلغ را نیز قسطی کند اما در اغلب موارد به دلیل این‌که این پول به طور مستقیم به خزانه دولت واریز می‌شود و دولت هم به سادگی از حق خودش نمی‌گذرد، این مبلغ به صورت نقد دریافت می‌شود. با پرداخت پیش‌قسط و قسط اول و نیم عشر و دیگر هزینه‌ها همچون: هزینه دادرسی، اجرای احکام در اولین فرصت نامه‌ای برای زندان می‌نویسد و در نامه عنوان می‌شود که زندانی مهریه با توجه به پرداخت اولین قسط و در موارد اندکی به دلیل گذشت شاکی در صورتی که به دلیل جرم دیگری در زندان حضور ندارد می‌تواند از زندان آزاد شود.

این نامه با پیک مخصوص دادگاه بلافاصله برای زندان ارسال می‌شود و معمولا بعد از غروب آفتاب زندانی در صورتی که در داخل زندان جرمی‌ مرتکب نشده باشد که مجازات داشته باشد از زندان آزاد می‌شود و به زندگی خود بازمی‌گردد.

در تمامی ‌احکام مالی مربوط به مهریه و نفقه این نکته ذکر می‌شود که در صورت عدم پرداخت مهریه یا نفقه از سوی مرد، با درخواست زن بار دیگر مرد بازداشت خواهد شد. معنی این جمله این است که مرد باید ماه به ماه و در تاریخی مشخص بدهی خود را پرداخت کند. اگر در پرداخت بدهی تاخیری رخ دهد اجرای احکام معمولا تا ده روز حکم جلب صادر نمی‌کند اما در قبال دریافت با تاخیر مهریه، به میزان قیمت سکه در همان روز یک‌بیستم از مرد جریمه می‌گیرد.

بعد از ۱۰ روز نیز در صورتی که زن تقاضای جلب همسرش را مطرح کند، پرونده اجرای احکام به شعبه رسیدگی‌ کننده ارسال و با بررسی پرونده توسط قاضی و موافقت او، اجرای احکام نیز دوباره حکم جلب تازه‌ای صادر می‌کند.
در چنین مواردی برخی از مردان که توانایی پرداخت مهریه را ندارند با مراجعه به قاضی پرونده از او می‌خواهند تا مثلا برای یک هفته به آنها مهلت دهند.

در صورت موافقت، قاضی پرونده را تا مدتی که مهلت داده به اجرای احکام ارسال نمی‌کند و مرد می‌تواند بدهی خود را با تاخیر و البته جریمه بپردازد و دیگر ترس از حکم جلب را هم نداشته باشد.

وقتی اقساط مهریه پرداخت نشود
مهریه یک بدهی است که با نظر دادگاه به جای پرداخت یکباره به شکل قسطی دریافت می‌شود و این مساله هیچ تاثیر خاصی در ماهیت آن ندارد. برخی مردان تصور می‌کنند بعد از پرداخت چند قسط مهریه می‌توانند دیگر آن را نپردازند اما باید به این مساله توجه کرد که در صورت عدم پرداخت این دین، مهریه از حالت اقساط به حالت «حال» درمی‌آید و اصطلاحا این دین «حال» می‌شود و با منتفی شدن حالت «اقساط» مرد مجبور خواهد شد تا تمامی‌ آن را به شکل نقد بپردازد و دیگر امکان قسطی شدن آن وجود ندارد.

برخی تصورات غلط دیگر هم درباره مهریه وجود دارد که معمولا در زندان به مردان القا می‌شود. یکی از این تصورات این است که مرد می‌تواند چند قسط از مهریه را در اجرای احکام دادگاه بپردازد و پس از آن می‌تواند با هدف اذیت و آزار زن اقساط دیگر را در دادگاه‌های شهرهای دیگر بپردازد. آموزش غلط دیگر دوران زندان هم این است که مرد می‌تواند سکه‌های تقلبی را به جای سکه واقعی به همسرش بپرازد یا این‌که دو قسط را بدهد و بعد یک قسط را ندهد.

در پاسخ به چنین نکاتی باید بگوییم مهریه تنها در شعبه‌ای از اجرای احکام قابل پرداخت است که در آن پرونده تشکیل شده باشد و اساسا هیچ کدام از دادگاه‌های خانواده دیگر در سراسر کشور اقساط مهریه را از مرد دریافت نمی‌کنند مگر آن‌که پرونده‌ای در آن شهر تشکیل شده باشد. این مساله هم تنها در شرایطی رخ می‌دهد که محل زندگی یا کار مرد به شهری دیگر منتقل شود و او بتواند این تغییر جغرافیایی را با دلایل کافی به دادگاه اثبات کند.

در آن صورت پرونده نیز ممکن است به آن شهر منتقل شود. البته مهریه از سوی اعضای خانواده، دوستان، پیک موتوری و… هم قابل پرداخت است تا هیچ مردی به بهانه‌هایی مانند: حضور در ماموریت کاری، بیماری احتمالی، گرفتاری شغلی و… از زیر پرداخت این دین شانه خالی نکند. در اغلب دادگاه‌ها هم بابت پرداخت مهریه از فرد مراجعه‌کننده امضا گرفته می‌شود تا حضور او در دادگاه اثبات شود.

در پرداخت سکه نیز معمولا امکان انجام هیچ تقلبی وجود ندارد زیرا به دلیل برخی تقلب‌های گسترده مدتی است در اغلب دادگاه‌های خانواده فضایی برای فروش سکه به وجود آمده که مردان با مراجعه به این بخش، سکه مورد نیاز خود را تهیه و فروشنده نیز در پاکتی سربسته این سکه را قرار داده و به دست مرد می‌دهد. مردان پس از دریافت این پاکت باید به شعبه اجرای احکامی‌که در آن پرونده دارند مراجعه کرده و با بیان این عبارت که «می‌خوام سکه بدم» پرونده خود را دریافت کنند.

پرونده اجرای احکام به دست مدیر این بخش داده می‌شود و او بعد از دریافت سکه رسیدی دوبرگی را امضا می‌کند. یک برگ از این رسید به مرد داده می‌شود و برگ دیگر در پرونده قرار می‌گیرد. تاریخ دریافت سکه نیز بسته به حکم صادره متفاوت است. اگر حکم تقسیط مهریه در دادگاه بدوی با عدم اعتراض هر دو طرف به قطعیت برسد، تاریخ ابلاغ حکم ملاک زمان پرداخت مهریه است.

مثلا اگر حکمی‌ در روز هفدهم ماه به مرد ابلاغ شود او باید هفدهم هر ماه برای پرداخت مهریه مراجعه کند. درباره دادگاه تجدیدنظر این مساله ملاک نیست و پرداخت مهریه باید از تاریخ صدور حکم انجام شود. مثلا اگر دادگاه در تاریخ پانزدهم ماه حکم خود را صادر کند و این حکم ده روز بعد به دست مرد برسد، مرد باید قسط اول خود را مطابق با تاریخ صدور حکم بپردازد و از این پس در تاریخ پانزدهم هر ماه برای پرداخت سکه به اجرای احکام مراجعه کند.

می‌توان پرداخت مهریه را هم بر اساس تاریخ مشخصی منظم کرد و مثلا با جلو انداختن یک قسط، قسط‌های بعدی را در اول، وسط یا آخر ماه داد. اگر هم تاریخ پرداخت مهریه با یک روز تعطیل مصادف باشد، باید روز بعد برای پرداخت مهریه به دادگاه مراجعه کرد. در مجموع بهتر است مردان بدهکار مهریه را هم مانند یکی از اقساط زندگی خود فرض کنند و تلاش کنند در این مورد هم خوش‌حساب باشند.

رسید دومی ‌که در پرونده اجرای احکام قرار می‌گیرد، برای این است تا بعد از مراجعه زن و پس از احراز هویت او، توسط زن امضا و مزین به اثر انگشت می‌شود و پس از آن سکه به او تحویل داده شود. برخلاف تحویل سکه، دریافت آن معمولا فقط شامل حال زن می‌شود و اعضای خانواده و اقوام نمی‌توانند برای دریافت سکه به دادگاه مراجعه کنند.

خداحافظی با دادگاه
با آغاز پرداخت مهریه دیگر زن و مرد کاری با دادگاه صادرکننده حکم ندارند و تنها محل مراجعه آنها اجرای احکام است. حجم فعالیت‌هایی که در اجرای احکام انجام می‌شود، به نسبت شعبه‌های عادی دادگاه بیشتر و متراکم‌تر است و به دلیل این‌که در این بخش قرار است حق و حقوقی زنده شود، گاه میان مراجعه‌کنندگان و کارمندان این بخش درگیری‌های لفظی و فیزیکی رخ می‌دهد.

برخی مراجعه‌کنندگان به دادگاه تصور می‌کنند کارمندان اجرای احکام درصدی از مهریه یا نفقه را خود دریافت می‌کنند، در صورتی که این تصور کاملا غلط است و افراد حاضر در این بخش از بابت هیچ پرونده‌ای نفعی نمی‌برند.

وجود اجرای احکام فایده‌های زیادی دارد که به زودی برای مراجعه‌کنندگان معلوم می‌شود. این محل «واسطه»‌ای میان همسران است تا از این طریق ارتباط‌های مالی آنها بدون خون و خونریزی! انجام شود. تصور کنید مردی که می‌خواهد مهریه همسرش را بدهد، هر ماه قرار باشد او را ببیند. مطمئنا افزایش و کاهش قیمت سکه و نیز مسائل گذشته و چیزهای جزیی هر بار اعصاب او را خرد می‌کند و ممکن است در یکی از همین پرداخت‌ها، او یک دست کتک هم تقدیم همسرش کند! یا این‌که زنی مهریه‌اش را بگیرد و بعد منکر دریافت آن شود! مطمئنا اگر اجرای احکام نبود، با اتفاق‌هایی از این دست، خبرنگاران صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها دیگر نیازی به انعکاس اخبار سرقت‌های مسلحانه و قاچاق مواد مخدر نداشتند، چون همین دریافت و پرداخت مهریه و نفقه می‌توانست جرم و جنایت‌های فراوانی ایجاد کند، اما در اجرای احکام در مقابل هر پرداختی «رسید معتبر» ارائه می‌شود و این مساله سبب می‌شود هیچ‌یک از طرفین نتوانند چیزی را انکار کنند حتی اجرای احکام برخی از دادگاه‌ها وضعیتی ایجاد کرده که مثلا در فاصله ساعت ۳۰/۸ تا ۱۲ ظهر سکه دریافت می‌کند و از ساعت ۱۳‌تا‌۱۴ سکه تحویل می‌دهد تا به این ترتیب هیچ امکانی برای رویارویی بدهکار و طلبکار و امکان برخورد آنها وجود نداشته باشد.

در پایان به مردان توصیه می‌شود برخلاف شعبه‌های دادگاه، اخطاریه‌های اجرای احکام را جدی بگیرند، زیرا هر نوع بی‌اعتنایی به این اخطاریه‌ها ممکن است منجر به دستگیری یا ضبط اموال آنها شود.     نقل از سایت 7shanbe.com

حامد فاتح ; ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٧

من مردم ولی ای کاش نبودم مرد

خودتان قضاوت کنید ..

  اویسنده: fariborzمحل سکونت: تهران پستتاریخ:    عنوان:  معنی ازدواج چیست ؟


معنی ازدواج چیست ؟

بنظر من یعنی آغاز زندگی جدید . زندگی تازه . شراکت مساوی با یک زن برای .
1- بهتر زندگی کردن 2- استقلال 3- ادامه سنت پیامبر . 4- بدست آوردن زندگی جدید و کودک و پیشرفت مالی و معنوی به همراه شریکی که انتخاب کرداه ی و خیلی چیزهای دیگر . . . .

پس چرا: با اینکه همه جا از صدا وسیما گرفته تا مقامات وحتی خود خانمها می گویند در ازدواج همهچیز باید مساوی باشد . مثال زن باید حرمت شوهر را داشته باشد همچنین مرد . مرد اگر بیرون از خانه کار می کند زن در منزل در حال کار است و غیره که همگی به این معنا ختم می شود که ( ازدواج یعنی یک زندگی جدید همراه با این موضوع : مساوات بین زن و مرد باشد تا زندگی عالی باشد ) پس چرا 1- مرد اگر بدلیل مشکلاتی که در زندگی به وجود می آیید و بخاطر اینکه زن سر پناه داشته باشد چون مرد میتواند در پارک هم بخوابد ( تر ک انفاق ) برای چند روز دوری به محض شکایت زن و وقتی فردای شکایت کلانتری از منزل بازدید مکند ووقتی نوشت مرد در منزل نبود او باید به زندان برود در صورتیکه در زندگیمشترک در تمام دنیا زن و مرد خنده و دعوا هست و مرد برای چند روز بخاطر اینکه به این وسیله بعد از چهار روز دوری مشکل را حل کند باید برود زندان اما زن اگر به منزل پدرش برود و شما شکایت کنید ( الزام به تمکین واجراببه صادر کنید ) آزاد است و فقط به شما پرداخت نفقه تعلق نمی گیرد یا می توانید ازدواج مجدد کنید که این ازدواج مجدد یعنی نابودی زندگی اول و چرا زن بخاطر ترک منزل زندان نمیرود 2- مساوات کجاست که زن برای شیر دادن به ماحصل زندگی مشترک باید از شوهر حقوق بگیرد در غیر این صورت می توانند به بچه شیر ندهد 3- چه مساواتی که وقتی زن با مرد عقد میکنند وهنوز زندگی مشترک شروع نشده ( دخول البته با عرض پوزش بخاطر نوشتن این کلمه ) زن میتوانند بگویید من زندگی نمکنم تا مهریه من را کامل پرداخت کند ایراد اینجاست که غیر از درصدی کمی مابقی باید بعلت نداشتن اول به زندان بروند وبعد قسط بندی شود مثال بیست سال قسط بندی شود در ضمن در مدت این بیست سال مرد باید نفقه هم بدهد و پس از اتما اقساط میتواند الزام به تمکین بگیرد واز زن خود در سن مثال 58سالگی درخواست شروع زندگی نمایید و جالب باز زن میتواند در زمان الزام به تمکین شما بگویید من نماییم و فقط قاضی در این زمان میتواند زن را ناشزه اعلام کندونفقه را قطع کند و به مرد اجازه ازدواج جدید بدهد و اصلا بعد از بیست الی سی سال چه زندگی مشترکی و ...... 4- چرابا اینکه ما بانک مرکزی داریم . سازمان ثبت اسناد داریم برای تقسیط مهریه مرد به زندان برود و اگر مهریه زور است پس یعنی من آن زن را خریدم وقتی من چیزی میخرم و جزو مال من است چرا اید بتواند صاحب خود را به زندان بی اندازد و چرا من مالک باید به مال خودم نفقه پرداخت کنم یا چرا او میتواند به منزل پدرش برود و قاضی نتواند مال مرا از پدر و مادرش پس از پرداخت مهریه پس بگیرد . و یا اگر من میخواهم مال خودم را تنبیه کنم قاضی هم مرا زندان بیاندازد و هم بعنوان عسر و حرج طلاق صادر کند و هم مهریه .نفقه معوقه .اجرتالمثل و.... بگیرد . 5- اگر اینها حق زن است حق مرد این است که چون زن گرفته کار کند و تمام مال خود را بعنوان مهریه به زن بدهد وبّّّّّّّّّّّّــــــــــسیار مهـــــــــم زن به منزل پدرش برود و بگویید دیگر نمی آییم و بعد از چند سال مثال قاضی شعبه آقای ......... بگویید چون ایشان 5 سال از شما دور بود و درست است که شما الزام به تمکین دادید و مهریه دادهاید یا درحال پرداخت است ولی بایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد طلاق بگیرید . زنها که هیچ ولی اگر شما مرد باشید دیگر زن میگیرید . در صورت لزوم خیلی چیزهای دیگر حاضرم بنویسم مثال هر سال مجلس حقوق کارمن . کارگر را رقمی مثال 180000 تومان تعیین می کند بعد دادکاه ماهی 2سکه ( حدودا300000تومان و ماهی 120000 تومان نفقه می نویسد ندهی زندان بدهی باز هم زندان چون برای تامیین آن باید رفت دزدی و . .

حامد فاتح ; ٩:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٧

60 ضرب المثل بسیار آموزنده


1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت کن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)

2 - مردی که به خاطر " پول " زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی )

4- زنی سعادتمند است که مطیع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل یونانی )

5- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )

6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )

7- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی )

8 - داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )

9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

10 -داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )

12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن . ( ضرب المثل آذربایجانی )

13- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی . ( ضرب المثل چینی )

14- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن . ( ضرب المثل چینی )

15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

16- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل ترکی )

17- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

18- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )

19- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

20- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )

21- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )

22- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )

23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )

24- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)

25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )

26- با زنی ازدواج کنید که اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)

27- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)

28- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " کر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )

29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( کریستین )

30- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )

31- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین )

32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاک )

33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

34- ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )

3?- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

36- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سیریوس)

37- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک )

38- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)

39- مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر)

40- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس)

41- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )

42- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

43- قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی )

44- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر)

45- من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی)

46- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر)

47- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

48- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد)

49- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو)

50- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی ، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی )

51 – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی)

52 – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن . ( ضرب المثل آلمانی )

53 – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . ( شارل بودلر )

54 – دوام ازدواج یک قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسکاتلندی )

55 – ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت )

56 – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند . (ضرب المثل آلمانی )

57 – ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین )

58 – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )

59 – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر )

حامد فاتح ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٧

نصایح زرتشت به پسرش

آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

قبل از جواب دادن فکر کن

هیچکس را تمسخر مکن

نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

خود برای خود، زن انتخاب کن

به شرر و دشمنی کسی راضی مشو

تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

کسی را فریب مده تا دردمندنشوی

از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

راستگو باش تا استقامت داشته باشی

متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

هرگز ترشرو و بدخو مباش

در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیک دروغگو منشین

چالاک باش تا هوشیار باشی

سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند

حامد فاتح ; ۳:٤۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٧

طنز

طنز سیر تکاملی دختر خانم ها در طول تاریخ

سال 1230 : مرد:دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم…..

زن:آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید!نا محرم که تو خونمون نبود.حالا این بنده خدا یه بار بلند خندید…!!!

مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش….

بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه.

 

سال 1280:مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟

 

 

می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟

زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها!

مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدون درد می کشمت

بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه

 

سال1330:مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون) حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بکنی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کٍونم

زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ

مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کٍونی

بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه

 

سال1380:مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار ها که خیلی کم پارچه اسراف می کنن!) بری بیرون؟ می کشمت. منتو رومی کشم

زن: ای آقا. چی کار به کارش داری. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).

مرد: مناینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نهنهنمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره

 

سال1400:زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه، بسشه دیگه مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه

بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه !!

پی نوشت:تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل

منبع:آرشیوسایت اگزا)

حامد فاتح ; ٦:۱٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٧

دفاع از حقوق مردان در مورد مهریه نفقه حق طلاق

باسلام این روزها در همه جای جهان روز زن (هشتم مارس)را گرامی میدارند فکر کنم دیروز بود اما من به حقوق از دست رفته مردان در مملکت خودمون معترضم البته نه اینکه خدای ناکرده این حرف را از روی تعصب میزنم ..چون یکی از دوستانم به نام  ح  یکی از قربانیان قوانین سختی که به نفع خانمها(در ایران)  وضع شده شد و   البته قصه زندگی اش  سر دراز دارد و حقایق ماجرای یک دادگاه خانواده که در نهایت منجر به ..... در اینجا بازگو میکنم و امیدوارم همانطور که از نام این وبلاگ بر میاید تجربه ای باشد تا دیگران موقع ازدواج چشمانشون رو خوب باز کنند----تعجب و ایشون این طور تعریف کرد :بعلت اینکه خانواده ما کمی تا قسمتی مذهبی بودن  و همچنین اصرار  خانواده عروس که اتفاقا هفته بعدش یه مراسم عید مذهبی  هم بوده این بیچاره رو دستپاچه افسوس میکنند و از زمان اشنایی تا ازدواج 2 هفته بیشتر طول نکشید و عروس خانم توی این دو هفته اشنایی غیر سلام احوالپرسی چیزی نمیگفت و من (همون اقای  ح ) این موضوع را به  حساب مذهبی بودن این خانم و بحث  محرم نا محرم  ... میگذاشت تازه بنده خدا خیلی هم شاید اون روزا خوشحالش هم میشده که عجب دختر پاک و معصومی رو پیدا کرده ..خلاصه بعد از عروسی معلوم میشه این خانم که با مهریه 60 میلیونی (که تازه بالا نگرفتن)تا زودتر قالبش کنند . دو تا عیب داره یک از پاهاش نقص داره و بدتر از اون عقب مانده ذهنی هم هست..گریهخوب بعد از این رو میتونین پیشبینی کنید که اقا ی ح میره دادگاه (تا اینجا رو داشته باشید)اینجاست که میگم قانون های حمایتی خانواده در ایران ما به نفع مردان نیست -- بله دادگاه میگه شما حق طلاق داری برو از حقت استفاده کن ولیکننننن اول کلیه حقو حقوق این زن بیچاره مظلوم را پرداخت کن سوال (بیچاره تعریف میکرد از روزی که به دادگاه مراجعه کرده تا روز صدور حکم طلاق حدود 2 سال طول کشیده 6-7 ماهی هم تو خونه و با والدین درگیر بودند خلاصه میگفت بعد از صدور حکم طلاق  وقتی به اجرای احکام دادگستری مراجعه کردم  گفتند 1-پرداخت 3 سال نفقه معوقه2-پرداخت 3 سال اجره المثل(این کلمه رو از معلم عربی بپرسید)3 -پرداخت 60 میلیون نقدا --برو فیشها را بپرداز بعد ما نامه میدیم دفترخانه که صیغه طلاق را بخواند..تازه اگر جهیزیه خانمت راهم اسیبی وارد کردی خسارتش را باید بپردازی مگر اینکه خودش شکایت نکند ..سه سال نفقه شد 2200 و 3 سال اجره المثل (از روی قانون کار 8 ساعت در روز حساب کردند)یعنی 3 *365*5900 تومان که شدحدودا 6400 هزارتومان +60 میلیون (البته بدون محاسبه نرخ روز ) که به عبارتی با هزینه وکیل ودادگاه  حدود 70 میلیون  ..متفکر گفت نقد ندارم مسئول انجا در جواب گفت چون مرد تقلضا کننده طلاق است باید مهریه را نقدی بپردازد ما اگر این جور سختگیری ها را نکنیم همه مردها میروند بطور اقساط مهریه زنهایشان را میپردازند و تجدید فراش میکنند (حتی نگاه شک الودی هم به من کرد) من گفتم اخه زن من مورد.داره.. ..گفت 3 ماه بیشتر برای پرداخت حقو حقوق خانم بیشتر وقت نداری وگر نه حکم طلاق باطل میشه --اگر هم نداری 2 تا راه پیش رو داری تقاضای اعسار بده یا برو زندگی ات رو بکن  ( تقاضای اعصار به دادگاه حدود 3 ماه تا اینکه قبول شود یا نشود وقت میگیرد تازه پس از ان اعتراض به حکم اعصار هم 3 الی 4  ماه طول  میکشد خلاصه اینقدر (به قول ان برنامه 10000 راه نرفته جلوی پایت ) باز میشود که در نهایت  الان دوست من با نهایت دقت و ادب دارد مثل بچه ادم با همان دلداده منگولش  زندگی میکندافسوسبله این گوشه ای از حقایق تلخ زندگی انسانی مثل من و تو است حال چه زن باشد یا مرد ایا نباید کمی  حتی یه ذره فکر کنیم که گاهی مردان هم قربانی میشوند ..------------------------ حال بشنوید از درد دل ما مردان در مورد حق و حقوقشان که احساس میکنند مورد بیعدالتی قرار گرفته(شما چه نطری داریدمتفکر-------1--من اگر زنم یه خونه برای زندگی بگیره 500 سکه مهرم کنه مخارج من و بچه .... قبول کنه بره کار کنه بیاره تو زندگی خرج کنیم منم یه ریال ندم تو خانه هم هیچ وظیفه کاری در خانه از لحاظ قانون وشرع نداشته باشم خوش به حالم نمیشه
--------2-
از نظر اسلام مخارج زن و فرزندان و پدر و مادر تهیه مسکن مخارج تحصیل و درمان با مرد است و حتی اگر زن در خانه پدری کلفت دارد مرد باید خرج او را هم بدهد
زن بخشی ار اموال مرد را به عنوان مهر میگردد و در ان محدودیتی نیست در حدود 10 سال کار مجانی امده
زن در خانه هیچ وظیفه ای ندارد و برای کلیه انها می تواند اجرت بگیرد و حتی حق شیر بچه را بگیرد  و مرد نمیتواند از او در خانه داری بچه داری و ... کار بخواهد و حتی برای شیر دادن که از جان مادر است نمیتواند او را مجبور کند
کلیه اموال و درامدهای زن متعلق به اوست و هیچ وظیفه شرعی در قبال هیچ کس و خانواده ندارد
دفاع و جنگ تنها برای مردان است--------------3-لطفا چشمها را باز کنید و ببینید در نفقه ، مهریه و حتی تمکین مردها چقدر مظلوم واقع شده اند و به هیچ صورتی نمی توانند ثابت کنند که نفقه پرداخت شده است حال اگر این حق طلاق به آنها داده نمی شد واقعا مرد و مردانگی معنا نداشت و با این زنانی که سرکش شده اند و من و شما اگر چشمانمان را باز کنیم به راحتی می توانیم ببینیم افسار زندگی از دستمان رها می شد .4-اولا حقی که به عنوان مهریه حق مسلم خود می دانید و مدام تاکید بر اسلام وقرآن و شرع می کنید و خود را به سیخ می کشید که من کبابم طبق همان قرآن و شرع اسلام و فتاوی مجتهدین زندانی برای مهریه حرام است و خلاف بین شرع انور اسلام می باشد چنانکه هیچ فردی را از صدر اسلام تاکنون نمی توانید نام ببرید که برای مهریه همسرش به زندان افتاده باشد .
ثانیا بحث تساوی زن و مرد مطرح شد آیا دختری که بدون هیچ چیزی به خانه داماد می آید و فقط هر دو عقد نامه امضا می کنند با این تفاوت که آقا داماد زیر 100 میلیون تومان بدهی رفته و دختر خانوم نه خرجی کرده و نه عروسی گرفته و نه هیچ چیز که یکهو صاحب صدها میلیون تومان پول می شه آیا این برابریست ؟؟؟؟
اگر مردی نفقه زن را پرداخت نکند به زندان می رود اما زنی که تمکین نمی کند آیا به زندان می رود ؟؟؟
مردها متهم به عیاشی می شوند پس این همه زنان خیابانی از کجا می آیند ؟؟؟ لابد از فضا ؟؟؟
توی خیابون ها برای چی پرسه می زنند ؟؟؟ لابد کسی را پیدا کنند و باهم بروند نماز جماعت بخوانند ؟؟؟!!!
مردها متهم به اعتیاد می شوند .
پس زنان معتادی که در بند نسوان زندان ها هستند از کجا آمده اند ؟؟؟؟
به میلیونها دلیل دیگر حاضریم اثبات کنیم که مردان مظلومند نه زنان و اتفاقا نا برابری بین زن و مرد از زمین تا آسمان است منتها همش به نفع زن و مردها فقط برای زنها یک رباط پولساز و دستگاه تولید نسل و رفع شهوات زنها هستند و دیگر هیچ

خوب دوستان اینها گوشهای از درد دل انسانهایی بود (به خاطر برتری فیزیکی که خدا در وجودشان قرار داده)   میلیونها سال در دوران عصر سنگی و غار نشینی (به دنبال شکار میرفتند و خود را توی دهن شیر میانداختند تا شکم زنانی را سیر کنند که امروز این قدرت خدادادیاشان مایه دردسرشان شده و چون فمنیستها میگویند حقوق زن و مرد مساوی باید از این برتری فیزیک اشان هم خجالت بکشند  در پایان 6 مارس روز  زن را تبریک میگویمخیال باطل

حامد فاتح ; ۳:٥٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٧

چند سخن زیبا

تجربه همیشه به نفع انسانها نیست چون هیچ حادثه ای دو بار به یک شکل رخ نمی دهد.  چرچیل
تجربه معلم سختگیری است.او اول امتحان می کندو بعد درس می دهد    
 


    

حامد فاتح ; ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٧

سلام دوستان به نظر شما چه چیزی بهتر از این که زندگی موفقی داشته باشیم ...

دوستان عزیز همه ما به حکم انسان بودنمان و اینکه همیشه در حال ازمایش وخطا هستیم تا اینکه گام به گام راه موفقیت را طی کنیم و برای طی کردن این راه نیاز به استفاده از تجارب دیگران داریم  من هم  تصمیم دارم انچه که از دیگران شنیده و یا خود اموخته ام(هر چند تلخ یا شیرین) به شما عزیزان منتقل کنم  لبخند

حامد فاتح ; ۸:۱٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٧