قانون مهریه یک نقص بزرگ داره

اصلاً موضوع ساده‌ای نیست ،
- توی اون لحظه روانی خاص هیچ کس یه اپسیلون هم احتمال نمیده که مجبور باشه مهریه رو بده!
- تقریـباً همه به احترام بزرگترها و کسانی که لطف می‌کنن ما رو به هم میرسونن نظری نمیدن!

نتیجه هم
این میشه که آخرش اگه کارخرابی پیش بیاد میگن می‌خواستی امضا نکنی! بعد مرد هم اول دیوونه میشه و بعد روانه زندان. و بعدها هم کسی میشه که بزرگترها رو دیگه به فلانش هم حساب نمی‌کنه! ولی خوب چه فایده ، چندسال دیگه کار کنه و در چه راهی قدم بذاره که این ضررهای مالی جبران بشن ؟ اعتبار از دست‌رفته اجتماعیش چی میشه ؟ البته خیلی‌ها مثل من ممکنه شانس یه رابطه بی‌نظیر رو به دست بیارن که معیارش فقط روابط انسانیه. اما بقیه باید تا مدت‌ها با افکارشون بجنگن. با افکاری که بهشون میگه :

خاک بر سرت با این زن‌گرفتنت!

قانون مهریه یک نقص بزرگ داره و اون هم اینه که ابزار دستِ عده‌ای قرار می‌گیره که هنوز زندگی مشترک رو شروع نکرده اون رو مطالبه می‌کنن. به نظرم قانون مهریه بایدتغییر کنه  که مثلا اگه مردی فوت کرد 


 به عنوان یکی از دیونِ واجب ، بخشی از مالِ مرد رو بگیرن و به زن بدن تا بتونه خودش رو اداره کنه. نه اینکه هر شارلاتانی بلند بشه بزک کنه و چاهارصباح با یه مرد عشق‌بازی کنه و بعد هم به اسم طلب مهریه ، طرف رو به زندان بیاندازه یا از زندگی ساقط کنه. الان هم قاضی‌ها متوجه این نقص هستن و دستِ مرد رو باز میذارن که تقاضای اعسار (ناتوانی در پرداخت) بده و قسط بندی بشه و این حرفها. بعد هم که مردی دوباره ازدواج می‌کنه یا تقاضای کاهش اقساط رو میده می‌پذیرن و این یعنی مسخره‌بازی! یعنی زن رو فرستاده‌ان دنبال چیزی که ممکنه صدسال مطالبه اون طول بکشه! مرد هم باید صد سال اسیر این زن و طلبش باشه. این شده عملکرد قانون که فقط می‌خواد صدای زن و مرد رو به ظاهر کوتاه کنه ولی به نظرمن  در واقع هر دو رومتضرر میکنه. چون مرد هم زن رو طلاق نمیده ، از کشور ممنوع‌الخروجش می‌کنه ، ممنوع‌الکارش می‌کنه ، باهاش هم‌بستر نمیشه و اجازه هم نمیده که زن با کسی باشه. زن حسرت خیلی‌چیزها مثل رابطه زناشویی و بچه‌دار شدن و زندگی نرمال به دلش می‌مونه تا اینکه خسته بشه و مهریه رو نخواد و طلاق خــُلعی بگیره! حالا این وسط جواب وقت و روانی که از دو طرف سپوخته شده رو هم معلوم نیست کی باید بده! پس این قانون یقیناً برای روزگار ما و زنهای دانا و مدعی امروز ایراد داره و مسئله‌ساز میشه. من مطمئنم که گرفتن مهریه اصلآً جبران مافات برای همه محسوب نمیشه. شاید برای یه عده‌ای که مُخ و احساسشون تعطیله باشه!

حالا بهتون میگم که چرا مراجع قضایی همچین موضوع ساده‌ای رو نتونستن حل کنن و پیچیده‌گی کار کجاست. جوابش خیلی ساده است و بر می‌گرده به عــُرف رایج جامعه ما. اگه گفتین چیه ؟ بله همون موضوع دوشیزه‌گی  باکره گی زنها و دست اول بودنشونه که قیمت داره!

حالا با اینکه معتقدم ، همه راهکارها رو ما نباید بگیم و درست مثل وقتی که شما به دکتر میرین و میگین آپاندیسم درد می‌کنه ، دیگه نمی‌گین که چطوری عمل کنه ، اما اینجا اول حرفهام راه حلی رو که به نظرم صحیح بود گفتم.

موضوع برداشتِ مردانه من یا زنانه دیگران و تلقی‌ متفاوت زن و مرد از ازدواج نیست. موضوع اینه که کسی فکر کُنه من مهریه رو برای ساپورتِ مالی خودم ، تضمین رابطه‌ام و چیزهایی از این دست می‌گیرم و بعد می‌تونم مطمئن باشم که مردی که پاش توی زندگی من باز میشه به واسطه این موضوع کنترل‌شُده است! من مایلم به عنوان یه مرد معمولی و در صحت و سلامت روانی کامل به شما خبر بدم که همچین چیزی وجود نداره و اگه هم باشه فاقد ارزش و بسیار خطرسازه. بر فرض محال که مردی هم مجبور باشه زنی رو به خاطر دوهزارسکه مهریه تحمل کنه ، به زودی روزنه‌های اُمیدی رو در زندگیش پیدا می‌کنه که عبارتند : رابطه‌نامشروع یا مخفی با دیگری! پلانی برای تحقیر ، بیمار کردن یا کُشتن و حذف تدریجی زن از زندگی! محدودکردن و فراری‌دادنِ زن از شرایط کسالت‌بار زندگی و هزار رفتار غیرانسانی دیگه.

چون مردها هر قدر هم که به واسطه هورمون‌های مردانه ، چشم‌چران ، خیانتکار و مسئولیت‌ناپذیر بشن ، همواره به سمت زنی بر می‌گردن خاطره همراهی ، رفاقت ، دوستی و محبت‌بی‌چشمداشت (درست شبیه چیزی که مادرشون به اونها می‌داده) ، دارن. و این فقط مردها هستن که بر خلاف زن‌ها بین روابط متعدد اجتماعی و عشق تفاوت قائل میشن. در حالی که زنها عشق ، سکس ، تأمین اجتماعی ، لذت‌فرزندداشتن و بسیاری چیزهای دیگه رو در سایه ازدواج با یک‌نفر می‌خوان! بنابراین من پیشنهاد می‌کنم در ازای تمام چیزهای خوبی که در سایه ازدواج با یک مرد بهش میرسین ، تنها خواسته اونها یعنی روابط صرفاً انسانی رو پوشش بدین تا شاهد باشین که چطور در ازای هر یک قدمی که به سمت مرد بر می‌دارین ، صد قدم به سمت شُما برداشته میشه!

مردهای بیمار و کم‌تجربه رو از این قاعده مُستثنی می‌کنم و تأکید می‌کنم که در زندگی بشر هیچ تضمینی برای هیچ چیز وجود نداره ، حتا وصول مهریه هم با توصیفی که در سطور اول داشتم صددرصد نمی‌تونه باشه (نوشته پدرام رحیمی yahoo 360)

حامد فاتح ; ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸۸