مناسبات مالی بین زن و مرد در جامعه امروزی ما

سلام دوست من...
..به نظر من مناسبات مالی را وارد مسائل عاطفی کردن درست مانند این است که یک رابطه عاطفی را تا حد یک معامله و خرید و فروش سطحش را پایین بیاوریم...به نظر من دختری که کرامت خود را در مقدار مهریه اش ببیند بخواهد یا نخواهد بر روی خود قیمتی گذاشته است...دختری که تعیین مهریه را برای خود حتی اگر به خاطر باورهای غلط خانواده اش باشد بپذیرد به نظر من بزرگترین توهین را به شخصیت خود روا داشته است...مهریه در قانون در ازای داشتن حق طلاق برای مرد و حتی در ازای داشتن حق چند همسری برای مردان برای زنان مقرر شده است...مثل این است که ماشینی را قولنامه کنی و متعهد شوی هرگاه از خرید آن پشیمان شوی باید مبلغی را به صاحب ماشین بپردازی...من متاسف و متعجبم که چطور شما و خیلی های دیگر چشم و گوش بسته چنین چیزهایی را بر خود روا میدارید...؟من طلاق دادن یک طرفه زن را و حق چند همسری را و حق کتک زدن زنان بله قربان نگو را همانقدر غیر انسانی و بدوی میدانم که این چیزها را میدانم...متاسفانه در روابط زن و مرد در ایران وقتی


وقتی پای پول وسط می آید چشم همه کور می شود و دیگر هیچ زن معترضی نمی بینید که مبلغی را که مرد موظف است به عنوان نفقه به او بدهد و یا به عنوان مهریه و شیر بها و... پرداخت کند در اصل قیمتی ست که بابت خریدن زن می پردازد...یعنی هرجا که صحبت از حق و حقوق مردان در مقابل زنان است همه فریادها به آسمان بلند است که این چه قانونیست که به مردها اجازه می دهد چهار همسر اختیار کنند و چه کنند و چه کنند...ولی وقتی پای مبلغ معامله وسط می آید هیچکس نمی بیند که این مبلغ به قول شما چند میلیون تومان بهاییست که مردها برای داشتن همین حقوق می پردازند...همانطور که زنها هزاران سال خرید و فروش شدند و در قالب کنیز و برده و غنیمت و صیغه و... به خانه ی مردان رفتند ایا امروزه هم باید کمی محترمانه تر و در قالب همسر نقش هزاران هزار ساله خود را در قبال مردان ایفا کنند؟ پاسخم اینست چون که با پول معامله کردند نه با روح انسان بله باید توقع چنین رفتاری  را با انها داشت و به راستی که اینچنین زنانی با مهریه بالا شوم هستند...دشمنی من با مهریه و مانند آن نه به خاطر منافع کوتاه مدت خودم (که به قول تو مهریه را چه کسی داده و چه کسی گرفته!) که به خاطر این است که از خرید و فروش احساس و عاطفه ام منزجرم...
به هر حال بحث دفاع کردن سر سختانه از حرف خودم و یا احیانا کوتاه آمدن از آن نیست...من با دلیل و برهان حرف خودم را می زنم...اگر دختری حرفهای من را منطقی و اصولی یافت که دیگر دعوا نداریم...مثل دو انسان عاقل و بالغ با هم آشنا می شویم و ازدواج میکنیم و زندگی میکنیم...اگر هم حرفهای من برایش غیر قابل هضم و فهم بود که قطعا دختری نیست که من بتوانم دوستش داشته باشم و تحملش کنم...به هر حال جذاب ترین جنبه ی وجودی یک زن قبل از اینکه چشم و ابروی زیبا و اندام قشنگش باشد افکار زیبای اوست و مطمئنا نمیتوانم کسی را با افکار خاله خانباجی گری و ارتجاعی و سنتی کنار خود تحمل کنم ولو اینکه چشم و ابروی زیبایی داشته باشد.ولی متاسفم از اینکه درصد زیادی از دختران ما مهریه  و نفقه را حق مسلم خود میدانند مانند انرزی هسته ای! ومیگویند اینها گفته ما نیست گفته پیغمبر ص و قران است  من بدون تعارف میگویم ایا به حقوقی که همان شارع مقدس به ما داده از قبیل چند همسری حق طلاق  حضانت و غیره احترام میگذارند و میپذیرند اگر به دادگاه خانواده  سری بزنید اگر
مردی  تقاضای طلاق کند به علت مهریه زیاد عملا این حق مسلمش از او گرفته شده اگر تقاضای حضانت بچه را کند میگویند اول که تا هفت سالگی مال مادر است بعد تا 9 سالگی مال مرد و بعد از 9 سالگی دیگر به انتخاب خود دادگاه و فرزند است مثلا اگر تو ی این 2 سالی که بچه پیش تو است از گل به او نازکتر گفتی و مثلا گفتی بابا چیپس نخور برای سلامتی ات ضرر دارد میگوید باشه من موقعی که 9 ساله شدم به رییس دادگاه میگم که تو مرا شکنجه میکردی ( اینها را مامانش قبلا در حین ملاقاتهای دورهای بعد از طلاق اموزشش داده که به رییس دادگاه بگوید حالا تجسم کنید روزی که بچه فقط 2 سال پیش تو بوده و احضاریه دادگاه امده و میری تا بر سر حق حضانت فرزند از خودت دفاع کنی اولین سوال قاضی اینست کوچلو مامانو دوست داری یا بابا رو  پیش کدوم یکی میخواهی بمونی )تا دادگاه مرا از تو بگیرد و به مامان بدهدو و دادگاه هم به استناد ناراحتی های روحی روانی و گاها شکنجه کودک توسط پدر قصی القلب! اینجوری حق حضانت رو هم از دست میدهی  علاوه بر حق طلاق که قبلا عرض کرده بودم میماند حق چند همسری اول که خیری از همسر اول که ندیدی تا از چند همسری اش ببینی در ثانی تو این اجتماع پر از گرانی تورم مجالش نیست سوما زنان که همسر دوم یا سوم میشن زنان درجه 2 و3 اجتماع هستند یعنی پر از محرومیتهای جور وا جورند مثل فقر مادی  جنسی سوادی فرهنگی استقلالی و غیره چهارما دیوار بلند قانون که رضایت همسر اول و نیز حبس 6 ماهه را پیش بینی کرده فصل الخطاب ماجراست پس این حق هم به خودی خود مردود اعلام میشود در مورد حقو ق دیگر نظیر حق کار دادگاه میگوید که اگر از نظرشرع و عرف و شئونات جامعه مشکل دارد شما میتوانید جلوی اشتغال خانمتان را بگیرید که منظورشان  الیاذ بله ...و کارهای بد بد است که مثل روز روشن است 99% از کار زنان از نظر عرف سالم است تازه اگر یک کار را هم توانستی ثابت کنی مطابق با شرع عرف نیست فقط عدم تمکین زن به اثبات میرسد که خوب قانون عدم تمکین زن را هم که میدانید چیست؟(در همین وبلاگ توضیح داده شده) شاید فکر کنید احتمالا یک مامور اجرای احکام دادگستری میاد و خانم را دستبند زده از سر کارش میبرد منزل شوهرش و میگوید اقا دوست ندارند شما سر کار بروید زهی خیال باطل این حق هم که فرمالیته پس حقوق ما مردا مثل حقوق ملکه بریتانیا تشریفاتی است و کشور دست نخست وزیر است یا مثل همین سریال امپراطور بادها و جومونگ این حقوق اسلامی و مذهبی ما مردان از 1400 سال پیش تا الان به این صورتی که الان میبینید در امده و مثل یه تکه یخ ذوب شده اما حقوق زنان در رابطه با خانواده چه تغیری کرده مثل یه دانه لوبیای سحر امیز رشد کرده میگید نه 1-حق حضانت فرزندان تقریبا از مردان گرفته شده 2-دیه زن برابر مرد شده 3 مسئله ارث زنان با قانونی که اخیرا در مجلس به تصویب رسیده تقریبا حل شده 4 مساله مهریه بر نرخ دلار حساب میشود م میزان نرخ تورم اما حقوق مردان به ریال داده میشود و کلی چیزهای دیگر  ایا نیاز به بازنگری قوانین در جهت همسان سازی و به روز سازی احساس نمیشود خلاصه که  من اگر به همسر اینده ام می گویم باید برای زندگی مشترکمان تلاش کند تا از نظر اقتصادی در مضیغه نباشیم به خاطر همین اعتباریست که برای وجودش قائل هستم...به خاطر این است که به او به چشم عروسکی که باید شبها در کنار من بخوابد و روزها سر طاقچه بگذارمش و سر کار بروم نگاه نمیکنم و منضجرم از اینکه دستش را پیشم دراز کند و غرورش جریحه دار شود...من وضع مالی متوسطی دارم...درآمدم خرج مخارج روزانه خودم را به زور می دهد...طبیعیست که اگر میخواهم کسی را وارد زندگی ام کنم توقع داشته باشم که بر گرده های من سوار نشود...یک قسمت ماجرا این است که با ازدواج کردن در کنار ارضای نیازهای جسمی و عاطفی ام میخواهم زندگی راحت تری داشته باشم...میخواهم دغدغه های کمتری داشته باشم...نمیخواهم مثل خیلی از مردها بعد از ازدواج یک شیفت کاری که میکنم را بکنم دو شیفت و اخر شب جنازه ام را به خانه ببرم و همسر گرد و قلمبه ام در خانه با یک دیس برنج و یک کاسه خورش به استقبالم بیاید...!تقسیم کردن یک زندگی با دیگری یعنی زندگی را با همه ابعاد آن منجمله از بعد اقتصادی با دیگری شریک شویم... ایا این عادلانه نیست ممکن است زنها بگویند پس زحمت 9 ماه سردل کشیدن بچه و 2سال شیر دادنش  چه طور با عدالت سازگار است و در جواب باید بگویم همان بچه ای که شما 9 ماه حملش میکنید اسلحه ای است که ما 2 سال در میدان جنگ حمل میکنیم ولی فرقش اینست که شما هر وقت ویار میکنید از عمو عمه خاله و ننه بگیر الی اخر در تدارک ارضای میل شما هستند که نکند خدای ناکرده اسیبی به شما وارد شود اما منه مذکر وقتی ویار میکنم در میدان جنگ با گلوله سربی  و ترکش و نان خشک کپک زده ته سنگر پذیرایی میشوم و اگر در زمان صلح باشد شما شما خانم طلا وقتی ساعت 3 شب داری خواب شاهزاده پریان و مردی با اسب سفید را میبینی من در بالای برجک دیدبانی در سرمای منهای  40 درجه کردستان یا گرمای سوزان اهواز نگهبانی میدهم با 15 کیلو کوله پشتی و یک اسلحه 5 کیلویی بر گردنم تازه توی این 2 سال سربازی انواع تنبیهات دسته جمعی فردی و توهین و به خطر افتادن جانم را تحمل کرده ام تا از تو از ناموسم دفاع کنم  شما دختران که در طی این مدت خدمت سربازی ما  فرصتهای شغلی و اموزشی را هم غصب میکنید منه جوان 22ساله چرا حق ندارم با دختر 22 ساله هم سن خودم در یک رقابت سالم شغلی شرکت کنم  و تا بروم سربازی و برگردم ان هم اگرجان سالم بدر ببرم ان جوان همسن خودم ولی با جنسیت مونث ان شغل را اشغال کرده و تازه قانون گذار هم مرا به جرم بیکاری  و ندادن نفقه زندان میکند!و لزومی هم نمیبیند که قسمتی از مخارج خانه و زندگی مشترکرا زن تامین کند
مسئولیت یک زندگی مشترک همانطور که از اسمش هم پیداست مشترک است...من اگر صاحب یک کارخانه ای بودم و ماهیانه دهها میلیون تومان در آمد داشتم شاید ترجیح میدادم که هرچه همسرم خواست برای خوشحال کردنش برایش انجام دهم...نه به عنوان وظیفه ام که به عنوان محبتی که خود خواسته و در صورت امکان انجامش میدادم...همانطور که ممکن است روزی همسرم به خاطر تمکن مالی ای که دارد از این قبیل کارها برایم انجام دهد...اما بحث بر سر این است که من چه تمکن مالی داشته باشم و چه نداشته باشم هیچگاه مناسبات مالی یکطرفه را در زندگی ام به عنوان وظیفه و یا به عنوان بهایی برای رسیدن به یار وارد نمیکنم و معتقدم که یاری که رسیدن به او مستلزم پرداخت پول و دادن چک و سفته باشد از جنس همانهاییست که تن فروشی میکنند...منتها تن فروشی رسمی و محترمانه و تا حدودی ندانسته!
مادر من هم نه به عنوان وظیفه که به علت تمکن مالی اش و به خاطر کمک کردن به من هر شش ماه یکبار مبلغی را برای کمک به گذراندن اموراتم برایم میفرستاد...نه من توقعی داشتم و این را وظیفه او میدانستم و نه او چنین بود...امسال هم که این کار را نکرد نه من گمان کردم که از وظیفه اش عدول کرده است و نه او احساس شرمندگی کرد...خیلی راحت گفت که دست و بالم تنگ شده و امسال خودت باید اجاره خانه ات را بدهی...اتفاقا از آن موقع به بعد که دیگر مناسبات مالی (ولو در قالب مادرفرزندی) بین ما تمام شد احساس خیلی بهتری به او دارم و فکر میکنم که چقدر سایه کمک های او بر سرم سنگین بود و رابطه زیبای مادر فرزندی را ناخودآگاه تحت الشعاع قرار داده بود...!
این جمله یکی از خانمها اوج فاجعه را نشان می دهد: "...ولی همسرتان که هم از نظر جسمی روحی وعاطفی برای شماست توقع دارید هیچ خرجی برایتان نداشته باشه"
هیچ کسی برای هیچ کسی نیست...هرکس در درجه اول متعلق به خودش و در درجه دوم متعلق به هستی ایست که در آن قرار گرفته است...(یکی از دیالوگهای فیلم ده که خیلی دوستش دارم چیزی در همین مایه هاست)...این چه نگاه اشتباهیست که می گوید زن برای مرد نفع دارد و متعلق به مرد است و پس مرد باید بهای استفاده کردن از زن را بدهد؟ یکبار به جمله ای که گفته ای فکر کن...! اشکال تو این است که زن را متعلق به مرد می دانی و لابد مرد را متعلق به زن نمیدانی و اعتقاد داری که مرد میتواند هم زمان متعلق به سه نفر دیگر هم به جز همسر خودش باشد...یا اینکه اعتقاد داری مکانیزم جسمی زنان به گونه ایست که مردان به زنان محتاجند و در ازای رفع نیازشان باید قدر شناس زن و یا پرداخت کننده بهای استفاده کردن از زنانشان باشند...! واقعا یعنی هیچ مردی از نظر جسمی و روحی و عاطفی متعلق به زنش نیست؟ پس این چه نوع استدلال و استنتاجیست که با چنین فرضیه ای به چنین نتیجه درخشانی می رسی که پس مرد باید خرج زنش را بپردازد!!؟
در مورد  آخرباید بگویم  هم دقیقا دلیل تمام این ناهنجاریهایی که در جامعه میبینی  داشتن نگرش های آمیخته با خرافات و تعصب به نیازهای جسمی و جنسی زنان و مردان است...هرچقدر در این زمینه بیشتر صحبت شود و هرچقدر فضای جامعه بازتر شود و هر چقدر در مورد این پدیده ی عجیب و غریب و زیر زمینی بیشتر عادی سازی شود جامعه سالم تر و بانشاط تری خواهیم داشت...میل جنسی یکی از قویترین امیال در بین تمام گونه های جاندار روی کره زمین است...هرچیزی در طبیعت حکمتی دارد و از آنجا که شدت این میل رابطه مستقیم با بقای نسل جاندارن دارد در طی فرآیند تکامل این نیاز بعد از نیاز به خوردن و آشامیدن قوی ترین نیاز و میل در بین گونه های مختلف جانوری و منجمله انسان شده است...وقتی گلوی این میل بینوا را بگیری و فشار دهی از یک جا گندی بالا می آید که باید بیایی و تماشا کنی...در جامعه ای که سکس فقط در قالب ازدواج دائم و  ضوابط مقرر شده و اهمیتی به ازدواج موقت و جوانان و مردمان ی که شرایط ازدواج دائم را ندارند و ازدواج موقت در آن تابو و گناه است وعواقب بدی  دارد و مردم برای تخلیه میل جنسی خود با هزار و یک عامل بازدارنده روحی و روانی (به خاطر   باورهای سنتی خانوادگی و...) و فیزیکی و برخوردهای تنبیهی ) مواجهند می شود جامعه مثل شیلنگی که سرش را گرفته باشی و نگذاری آبی خارج شود بعد از مدتی از صد سوراخ آن آب به بیرون فواره می زند و دیگر نه می شود جمعش کرد و نه می شود امیدی به بهبود اوضاعش داشت...! این پست که قسمتهایی به ان اضافه کردم خلاصه ای بود نوشته شده در سایت sharagim.net

حامد فاتح ; ٢:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸۸